«عروس ایروان»

محمدعلی ارجمندی ـ 03/01/04

عروس ایروان عنوان رمانی عاشقانه و تاریخی به قلم شاهزاده مجید قاجار فرزند محمدعلی شاه قاجار و ملک جهان است که با اقتباس از واقعه تاریخی در خلال جنگهای اول قاجار و روس که بعدها منجر به عهدنامه گلستان می شود به بخش مهمی از این جنگها یعنی دست به دست شدن قلعه ایروان در نتیجه خیانت یکی از فرماندهان ایرانی اعزامی به قلعه ایروان اشاره و با بیانی ساده و روان در کنار اشاره به وقایع تاریخی، عشق و شهوت و رقابت برای رسیدن به زیبارویان را در نزد زنان و مردان و تاثیر آن در بزنگاههای تاریخی را به تصویر می کشد.

نقش اول این رمان جذاب ملکه زیبایی سن پطرزبورگ و فرزند سفیر سابق روس در طهران، دختری به نام گزنیا می باشد که در آستانه ازدواج با افسرعالی رتبه روس به نام دامبلین است که از جانب شخص امپراطور روس الکساندر اول، به دربار فراخوانده شده و به سبب تسلطش به زبانهای ترکی و فارسی به عنوان پرستوی ویژه تزار راهی ایروان می شود تا با عشوه گری نزد شاهزاده حاکم ایروان، به دست نیافتنی ترین قلعه حکومت قاجار یعنی قلعه ایروان نفوذ کرده و نقشه ورودیها و خروجی های مخفی قلعه را تهیه کرده و رونوشت آن را در اختیار مارشال گودوویچ که جانشین سیسیانوف شده و با سربازانش در صدد حمله به ایروان است قرار دهد.

برخلاف تصور امپراطور، این پرستوی زیبا روی روس گزنیا است که یک دل نه صدل دل عاشق شاهزاده محمد می شود و بعد این ناخواسته از ماموریتش عقب نشینی می کند. اما زیبایی فریبنده گزنیا آنچنان است که دل از فرستاده ویژه فتحعلی شاه یعنی نوری بیگ که با سواره نظامش برای کمک رهسپار قلعه ایروان شده بود می رباید و نوری بیگ در یک رقابت عشقی پنهان با شاهزاده محمد برای به دست آوردن گزنیا که شکست می خورد، سرخورده در صدد انتقام از خان ایروان و گزنیا است که هیچ محلی به وی نمی گذارد.

نوری بیگ نقشه قلعه ایروان را مخفیانه در اختیار مارشال گودویچ روس قرار می دهد و بعد سقوط اولیه قلعه ایروان به دست روسها و عقب نشینی خان ایروان تا ماکو در نزد سران قشون چنین وانمود می کند که این گزنیا پرستوی دلباخته روس به شاهزاده محمد است که خیانت کرده و مستحکمات و نقشه قلعه ایروان را در اختیار ژنرال روسی گودوویچ قرار داده است.

گزنیا عروس ایروان به واسطه این دسیسه نوری بیگ خائن دستگیر و بعد محاکمه اولیه توسط سران قشون، به طهران فراخوانده شده که بعد محاکمه در آنجا به اعدام محکوم می شود و فرجام این رمان جذاب که از بازگویی آن در این سطور به سبب ترغیب دوستان به مطالعه اثر معذورم.

اصل این رمان که توسط شاهزاده مجید قاجار به زبان فرانسه نوشته شده در سال 98 توسط نشر باهم و مسیح میر بابایی به زبان فارسی ترجمه شده است اما متاسفانه مترجم کتاب در بعضی جاها بالاخص در معرفی شهر ایروان به عنوان یک خان نشین مسلمان آذربایجانی رسم امانت را به جای نیاورده و ساکنان ایروان را به غیر از قشون ساکن در قلعه، ارمنی معرفی کرده است. و یا در صفحه هفتاد کتاب آغامحمدخان قاجار را یکی از سرداران کریم خان زند پادشاه ایران! معرفی کرده است که این برخلاف رسم امانتداری در ترجمه کتب است چیزی که مترجمین شهیر ترجمه فارسی از جمله سعید نفیسی، ذبیح ا... منصوری و ... چندان به آن متعهد نیستند و امروزه نسخه های اصلی دست آنها را بعضا در این تحریفات آشکار می کند.