محمدعلی ارجمندی ـ 020807

دیروز، روزنامه شرق و در پاسخ به آن امروز روزنامه جوان دو رسانه اصلی جریان اصلاح طلب و اصولگرا عدم واکنش بخش بزرگی از افکار عمومی ایران به نسل کشی صهیونیستها در غزه و بعضا جانبداری از اسرائیل را سعی داشتند به طیف سیاسی مقابل نسبت دهند.

روزنامه شرق وجدان عمومی ایرانیان را بیمار توصیف کرده و می نویسد «دل مردم ایران از فجایع غزه خون است اما آگاهانه آن را بروز نمی دهند... » شرق در ادامه یادداشتش عامل اصلی این مهم را به حاشیه رانده شدن مردم در عرصه عمل سیاسی می داند «وقتی مردم بازیگر نیستند تماشاگرند تماشاگرانی تحقیر شده ... حتی شاید برای قساوت قاتل هورای پیروزی هم بکشند!»

روزنامه جوان در پاسخ به شرق می نویسد: «در صورت پذیرش این ادعا که مردم ایران برای قساوت قاتل صهیونیستی هورا می کشند، باز باید بررسی شود که آیا دلیلش همانی است که روزنامه شرق می گوید یا آنکه خود امثال شرق مقصر این جریان هستند. کدام جریان سیاسی در ایران، سیاست های منطقه ای ایران را تخطئه می کرد؟ کدام جریان سیاسی شعار نه غزه نه لبنان ... را به راه انداخت؟...»

به نظرم هیچ کدام از دو طرف سیاسی به اصل موضوع اشاره نمی کند که ما بعد انقلاب نتوانستیم روند اسلام ستیزی و نژادپرستی گسترده در سیستم آموزشی و تبلیغاتی را که از بدو تاسیس پهلوی پایه گزاری شده بود را متوقف کنیم. کودکان ما از بدو ورود به مدرسه علیرغم فضای ناصیح ایدئولوژیک که در آن هم جنبه های نفرت بیشتر نمود پیدا می کند اینگونه آموخته اند که عرب اگر فرزانه هم شود باز بیابانگرد و و حشی و ملخ خور است وترکها هم جملگی چادرنشین و وحشی و بیابانگرد که وزیران باهوش فارسی این وحشی ها را تمدن بخشیده اند!

به ما اینگونه آموخته اند که ما باهوش ترین و پاک ترین نژاد هستیم و همچون جزیره ای محصور در میان اعراب و ترکان وحشی گیرافتاده ایم. ما به عنوان افکاری عمومی هیچ تقصیری نداریم که اینگونه بر علیه مسلمانان مظلوم فلسطین، کشمیر و پاکستان و یا مسلمانان آذربایجان نفرت پراکنی می کنیم. آموخته هایمان را در طی این سالیان بدون سانسور در شبکه های اجتماعی بروز می دهیم.

این تقصیر سوریه نیست که ما بعد این همه هزینه و علیرغم میل سوریه، عرضه حضور اقتصادی و بازرگانی در سوریه را نداریم و قافیه را به کشورهای رقیب باخته ایم. یا این تقصیر مردم چند ملیتی لبنان نیست که بعضا مطابق میل ما لباس نمی پوشند و سخن نمی گویند. و یا این تقصیر مردم مظلوم فلسطین نیست که وضعیت اقتصادی کشور ما آشفته است. ما نباید بی عرضگی دولتمردانمان را به حساب دیگران بنویسیم و بگوییم چون آنها ما را دوست ندارند بس محکوم به نسل کشی هستند!

ادبیات خیابان و صفحات مجازی پر است از خروش احساسات توده که می گویند اگر پول ایرانی جماعت نبود ترکیه ورشکسته میشد یا نمیدانم عراق را ما آباد کردیم و فلان که چندان مورد توجه نیست اما وقتی دکترین سیاسی یک کشور و در راس آن دستگاه دیپلماسی نیز اسیر چنین احساساتی شود آینده چندان روشنی را نمی توان متصور شد.

فلسطین به معنای واقعی کلمه مظلوم است و هزاران هزار انسان بیگناه به جرم زیستن در وطن خویش نسل کشی می شوند. به هر علتی هم که برای یک شخص، گروه یا ائتنیک موجه باشد نباید منکر آن شد.